درد دارد!
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:14
درد دارد!وقتــی ..همــ ـه چیـ ـز را می دانــی و مــ ـدام غصـ ـه می خــوری...و او ...می خنـ ـدد و فکـــ ــــر می کند که نمــی دانـی...!!!
وفادار
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:14
در آغوش خودم هستم ...من خودم را در آغوش گرفته ام !نه چندان با لطافت ...نه چندان با محبت ...اما وفادار ...وفادار ...!
غصه
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:14
غصه مــــرا خورد...وقتی دیدمدست به سینه ایستادی...!تمام راه رابرایاغوشــــــتدویـــــــــده بودم .........
وحشت
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:14
گفتند عینک سیاهت را برداردنیا پر از زیباییست!!!عینک را برداشتم........ وحشت کردم از هیاهوی رنگهاعینکم را بدهیدمیخواهم به دنیای یکرنگم پناه برم
برمیگردم
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:13
با تمام دنیا قهرم .......!!اما اگر تو صدایم کنی.......؛""برمیگردم ""وبا همان حماقت و سادگی ام می گویم........"" جانم ""من اینم ....... دل می بندم ......راحتدیر فراموش می کنم ......زود می شکنم......به اشتباه وابسته میشوم.....!!"ساده ام " می سوزم به پای سادگی ام........!!"صبورم " صبر می کنم ........!!...
منطق
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 11:01
منطق پاييز مثل بی منطقی زنی ست كه وقتی دارد از زندگی مردی میرود موهايش را رنگ میكند!
بـــــــــمــــــــــیــــــــــــرِی
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 11:01
یه وقتایی هست ...نه "گریه كردن" آرومت میكنه ..نه "نفس عمیق" ...نه "یه لیوان آب سرد"...نه "داد زدن" ...یه وقتایی هست كه فقطنیاز داری ،بـــــــــمــــــــــیــــــــــــرِی ...همین ..!
اعتـــــراف
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 11:01
اعتـــــراف مـــی کُــنــم. . .. بــــرای”داشـــ ــتــنِ”تـــو هــــیــچ کـــاری نکـــردم. . . امــــا برای “فرامــوش” کــردنـــت هــرکـــآری مــی کُنـــم. ..
گریــــــــــــه
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 11:00
شنــــــیدم اونی کهــــــ منــــــ بخاطــــــر رفتــــــنش گریــــــــــــه کردمــــــ رفتهــــ و واسهــــ دوســــــتاش تعریفــــــ کردهــــ و کلـــــــــــ ـ ـی خندیــــــــــدن
حــاضــر
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 11:00
دلــتــنــگــی . . . ؟ حــاضــر √ غــــم . . . ؟ حــاضــر √ درد . . . ؟ حــاضــر √ تنهایی . . . ؟ حــاضــر √ نفسی . . . ؟غایب بلنـــــــــدتر میخوانـــــــــم ، نفسی . . . ؟ غایب باز هـــــــم نیامــــــــده ؟ ؟ ؟ ! ! ! غیبـــــــــت هایــــــش از حـــــــــد مجاز چنـــــــــدیست کــه گذشتـــــــــه...
پاییـــز…
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 8:46
دل بستــــه ام به پاییـــز… شــــاید… دوبــــاره… ســـرِ مهــــر بیاییــــی…
من می شناسم
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 8:46
تخت برای اتفاق های عاشقانه کوچک است من بوسه ای را می شناسم که باید به خیابان رفت … و آن را از دنج ترین کنج کوچه ها دزدید شهر برای اتفاق های عاشقانه کوچک است من دریایی را می شناسم که عمقش به اندازه ی جیب های ماست من فکر می کنم دنیا برای اتفاق های عاشقانه کوچک است
لطف ِ خدا را...
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 2:45
تو نباشی نَفَسم را به دَرَک خواهم داد پاسخ ِ لطف ِ خدا را مَتَلک خواهم داد دوره گردی اگر از کوچه یِ تقدیر گذشت جان ِ شیرین و جگر را به نمک خواهم داد تو نباشی همه یِ ثانیه ها مرگ ِ من است صورت ثانیه را دست ِ کُتَک خواهم داد گور ِ بابایِ شعور و ادب و شخصیّتم ناسزاهایِ رکیکی به فلک خواهم داد…!! به درک ...
تو شهر عشق
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 2:45
حال خوبیه که دارمت رو دو تا چشمم میذارمت توقصه هام تو شهر عشق تو هرجا باشم میارمت حال خوبیه عشقم کنارمه تموم چیزی که دارمه تو عشق پنهون واژه هام میگم دوست دارم تنها کارمه #>
قاب آیینه ها
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 2:45
در قاب این آیینه ها خود را نمی بینم چیزی به جز یک بهت بی معنا نمی بینم دنیا به زشتیهای پلک فهم من خندید شاید شبــیه مردم دنـیا نمی بینم گنجشک روحم لابلای شاخه ها یخ زد نه ! سنگ هم در دست آدمها نمی بینم تصویری از تبعیض سرد چشمها آری در این برودت ذرهای گرما نمی بینم در منطق این نیمه آدمهای قلابی جایی ...
دست هایت
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 2:45
دست هایت مرتع انگورهای نوبر است چون حلال من نشد باشد حرام دیگری…
باکسی...
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 2:45
باکسی نباش که!!!!!! از بی کسی می خواهد باتو باشد……. باکسی باش که…. ازبین همه می خواهد باتو باشد!!!! این را آویزه ی گوشت کن رفیق: "اعتمـــــــــــاد" "المثنــــــــــــی" "نـــــــــــــدارد"
ﻋﺸﻖ ﯾﮑﻄﺮﻓﻪ
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 2:44
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ ﻋﺸﻖ ﯾﮑﻄﺮﻓﻪ ﺭﺍ ﻃﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﻫﻢ ﺗﻮ ﮔﺎﻣﯽ ﺑﺪﯾﻦ ﺳﻮ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﻧﺘﺮﺱ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺍﺵ ﺑﺎ ﻣﻦ !
بی اختیار می شوم
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 13:29
دست از این شیطنت هایت بردار بی اختیار می شوم می بوسمت آبرویمان می رود!
پلنگ مغروری
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 13:29
در چشمهایت پلنگ مغروری زندگی میکند که حتی اگر به آهوانهترین شکل نگاهت کنم باز هم مرا نمیبینی ...!