شبی
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 16:26
شبی باران,شبی آتششبی آیینه و سنگم شبی از زندگی سیرم شبی با مرگ میجنگم تو آتش میشوی بر خرمن تنهای احساسم تو را در هر نفس میبویم اما…. باز دلتنگم.
مادرم
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 16:26
مادرم میگفت : به دیوار تکیه کن، ولى به مردها ، نه …! که دیوار اگر پشتت را خالى کرد، سنگ است و گچ، نهایت سرت میشکند..! ولى اگر مردى رهایت کرد، دلت میشکند، روح و تمام زندگیت میشکند، و زنى که بشکند، سنگ میشود، سرد و سخت، که نه میخندد، و نه میگرید..! و این یعنى فاجعه…! فاجعه زنیست که از دلداده گى ترسیده...
محتاج
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 16:26
مُحـــتـآجבرڪ شُـבטּ نیســتَـم…فَـقَطـ ـ ـ בرבمـ مے ـآیـَــב خـَــر فَـرضـ شَـوَمـــ
موی کوتاه
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 11:24
شنیده ام موی بلند . . . زنان عاشق را زیباتر می کند ، برای همین است موهایم را کوتاه کرده ام این وصله ها به آغوش تنهایی من نمی چسبد . . .
آن طــــــــور
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 11:24
آن طــــــــور هم که تـــــــــــو فکر می کنی نیـــــــــست… شـــــــــــاید روزی عاشقت بودم….روزی…!!! ولی ببین ب ـــی تو؛ هــــــــــــم زنـــــــ♥ـــــــــده ام…. هم زنـــــــــ♥ـــــــــدگی می کنم… فقطــــــــ گاهـــــی در این میــــــــان " یادت " زهــــــــــــــرمی کند به کامم زندگـــــ♥ـــــی...
قهوه چی
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 11:24
آهاے قهوه چے ...!!!قهوه هایم را تلخ تلخ بریز ...בروغ هایش آنقـבر شیریـטּ بوב ڪـﮧ בلم را زב ...
من...!!
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 3:38
چه دوحرفیه وسوسه برانگیزیست... این من! نه زیبایم،نه مهربانم.... نه عاشق و نه محتاج نگاهی....! فقط برای خودم هستم...خود خودم! مال خودم! صبورم و عجول!! سنگین...سرگردان...مغور...لجباز... با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگی زیاد!!! و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی. نه سیرت آدمی، هیچ ندارم ر...
گـــاهـــــــی
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 3:38
گـــاهـــــــی فقط ســـکوت می خواهــیحوصله ات از خودت ســـر می رودو هـــــــر صداییمـلـــودی سیــــاه استـــ.گـــــاهی می رویآنــقـد دورکـــه به خودتـــ هم نمی رسی.گــــاهی تنها تسکین دردهایتـــ نبودن استـــ. نباشی، هیچ کجای جهاندر خانه نباشیدر خیابان نباشیحتــــی جلوی آینه هم نباشیویا باشی و نباشیگ...
شازده کوچولو
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 3:38
شازده کوچولو پرسید:غم انگیزتر از اینکه بیای و کسی خوشحال نشه چیه؟!روباه گفت :بری و کسی متوجه نشه...
عصر دلتنگي
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 21:12
عصر پنج شنبه هست و هواي دلتنگي به سرم زد!!! هنوز جمعه نيامده است .... ولي انگار براي من هم اكنون جمعه است ...دلتنگي ... بي قراري ... گيجي ...مي خواهم بروم ... كجا... ؟؟؟ نميدانم ... !!! مكانش مهم نيست ... زمانش ديوانه وار است ...اكنون در اين لحظه هواي دلتنگي دارم ...حتي اشك هم ياريم نمي دهد ...فرصت ...
رویا
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 21:12
ساختم زندگیم رابا کسی که حتی رویایش را هــــــم با مـــــــــن نساخت..
سرگرمی
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 21:11
سرگرمی ام شده گرفتنِ فال حافظ و من خسته از جواب های تکراری :“غم تمام می شود”“غصه نخور”“مشکلات حل می شود ”و …دلم می گیرد ، چرا حافظ نمی داند بی او هیچ چیز تمامی ندارد جز این زندگی ؟!
تلخ
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 21:11
تــو هم تلخ بودیتلــــخ درست مثل قطره های فلج اطفالیکه در کودکی به خوردم می دانندغافل از اینکه این بار تلخی تــــو دلم را فلــــج کرد
زندگی
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 21:11
از همان روزی که “پایت” را از زندگی ام پس کشیدی . . .زندگی ام دگر “پا” نگرفت
کــآش
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 21:11
کــآش فقـــط بودی . . .وقتی بغـــض میکردم . . .بغلــــم میکردی و میگفتی . . .ببینــــم چِشــآتو . . . منـــو نیگــــآ کُن . . .اگه گریــــه کنی قهر میکنــــم میرمــــ.. .
مادر
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 21:11
مــــادر که بود، همه بودند بند رخت پر بود از پوست زندگی ﺩﻟﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ و ﺑﻮﯼ ﮔﻞﻫﺎﯼ ﭼﺎﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯﺵ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﭼﺮﺧﺶ ﭼﺮﺥ ﺧﯿﺎﻃﯽ ﺍﺵ ﮐﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺩﻭﺧﺖ ﺩﻟﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﺎ ﻋﻄﺮ ﯾﺎﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﮐﻨﺪ ﺩﻟﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﻻﻻﯾﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺧﻮﺍﺏ ﻏﻔﻠﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻣﯽ ﭘﺮﺍﻧﺪ ﺩﻟﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺯﻥ ﺭﺍﺳﺖ ﻗﺎﻣﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧ...
ﺩﺭﺩ
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 21:11
ﺩﺭﺩ ﯾﻌﻨـﯽ :ﺍﻣﺸﺒــﻢ ﻣﺜــﻞ ﺷﺒــﺎﯼ ﺩﯾﮕـﻪ ﺭﻭ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﺑﮑﺸـــﯽﺁﻫﻨﮕــــ ﺑــﺰﺍﺭﯼ ﻭ ﺑـﺎﺯﻡ ﻓﮑــﺮ ﮐﻨــﯽﺑـﻪ ﺣﺮﻓﺎﯾـــﯽ ﮐــﻪ ﺑﺎﻫــﻢ ﻣﯿﺰﺩﯾــم…به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ خیلی همراهم بودی….به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ حتی یه نگاهش برات یه دنیا ارزش داره…به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ چقدر باهم دعوا کردیم و آشتی کردیم… به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ کلی حرف توی دلت میمونه و نمیتونی بهش ب...
بین من و تو
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 9:17
چه خوب بود اگر بین من و تو نه رودی بود و نه کوهی و نه سایهی هیچ ناامیدی و نه هیچ آفتاب تند سوزانی بین ما فقط راهی بود هموار و صاف و روشن که قلبهای ما را به هم میپیوست ...
آدمیزاد
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 9:17
آدمیزاد، فقط با آب و نان و هوا نیست که زنده است.این را دانستم و می دانم که آدم به آدم است که زنده است؛آدم به عشق آدم زنده است.
چشم هایم
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 9:17
به چشمهایم زل زدی و گفتی : با هم درستش می کنیم … باهم... چه لذتی دارد این با هم … ! حتی اگر با هم هیچ چیزی هم درست نشود …