خرید بک لینک

من را ببین!

نگاهم را بخوان...

می دانم!

به دلم افتاده...

من را ، از هر طرف

که بخوانی ام!

نامم بن بستیس، بر دیواری بلند

من ، سالهاست

دل بسته ام به طنابی،

که هروز لباس عشق، نم چشمانش

خیس میکند!

و بر حیات خانه ی ، حیاط زندگی اش پهن

می کند!

به فال نیک گیرم...

برایـم،

به دروغ

پایت را میکشی

وسط ، تمام بازی های کودکانه...

معـرکه میگیری

و چه کودکـانه، هربار

بیشتــر بـاور میکنـم ،

لباسهای خیست را،

من ته کوچه!

درانتظارت نشسته ام!

برچسب: نگاهم را بخوان,رمان نگاهم را بخوان,نگاهم بخوان,دانلود رمان نگاهم را بخوان, نویسنده: سینا قربانی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 12:40

صفحه بندی