جزر و مدی
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 15:20
هیچ جزر و مدی نمی تواند آشفته ام کند وقتیسرم روی سینه تو بالا و پایین می رود !
دیروزهایی
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 15:20
دلتنگ شده ام نمیدانم ! شاید برای تو یا شاید برای دیروزهایی که باتو گذشت از ایـــــنجا. صدایت میـــــکنم تو از آنـــجا بغلم کن دلم گرفته
قصه ببافی
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 15:20
آمدی قصه ببافی که موَجه بروی در نزن،رفته ام از خویش، کسی منزل نیست. ..
خش خش برگ ها
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 15:20
آنکس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگ های پاییزی راه میرفت واین صدای: خش خش برگ ها.............................. همان آوازی بود که من گمان میکردم میگوید: دوستت دارم.....................................
آهای
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 15:20
آهای جاده ها صدای من را می شنوید؟من دنبال خروجی ایناتوبان ام... شرق و غرب اشفرقی نمی کند خروجی که بیان عین و شین قاف در آن باشد
بی تو...
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 15:20
آشفته ام در این بیابان بی تو... دلواپسم برای روزهای تو در آن شهر غریب از آینه های مقابل ات. دلتنگم... دلواپست بی امان بی پیوسته نفس نفس زنان بی حوصله یادت می کنم....
سرنوشت
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 15:20
کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت نوبت به ما که رسید قلم افتاد … دیگر هیچ ننوشت ! خط تیره گذاشت و گفت : تو باش اسیر سرنوشت …
بغل
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 15:20
وقتی نسیتی زانوهایم را بغل میگیرم تا همه بدانند آغوشم جای هر کسی نیست...
حجـ ـم ِ دلــــتنـگی هایـ ـم
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 15:20
گاهـ ـی حجـ ـم ِ دلــــتنـگی هایـ ـم آن قــَ ـــ ـدر زیـاد میشود که دنیــــا با تمام ِ وسعتش برایـَم تنگ میشود ... ...دلتنــگـم... دلتنـــــگ کسی کـــــه گردش روزگــــارش به من که رسیــــد از حرکـت ایستـاد... دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را دیگر نمی بیند ..
شبنمے مغرور...
-
تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 15:20
هوای خانه غمگین... گلویم خشک و بے آب... نفس در سینه پژمرده... به سان شبنمے مغرور... به خاکـے تشنه دل بستم... من آن خاکم که افسرده... شدم خاکسترے خفته... به زیر آتشی پنهان... کنون دیگر نه آهے بر لبم جاریست... و نه حسرت بر دلم باقیست... مرا پنداشتند سنگم! دگر یارای غلطیدن هم ندارم...
باران
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 12:40
باران که گذشت دلم پرواز می خواهد… دلم با تو پریدن در هوای باز می خواهد دلم آواز می خواهد… دلم از تو سرودن با صدای سازمی خواهد… دلم بی رنگ و بی روح است دلم نقاشی یک قلب پر احساس می خواهد...!!!
شعر
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 12:40
لکنت شعر و.. پریشانی و.. جنجال دلم... چه بگویم که کمی خوب شود حال دلم!؟ . کاش میشد که شما نیز خبردار شوید.. لحظهای از من و از دردِ کهنسال دلم! . از سرم آب گذشتهست، مهم نیست اگر.. غم دنیای شما نیز شود مالِ دلم . عاشق نان و زمین نیستم این را حتما.. بنویسید به دفترچهی اعمال دلم . آه! یک عالمه حرف است ک...
سر نگران
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 12:40
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان با دگران وای به حال دگران
بی دوست
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 12:40
بی دوست عبور از دل شب ها شدنی نیست شب های پر از راز که فردا شدنی نیست گفتم که برایت بفرستم دل خود را افسوس که چون نامه ی دل تا شدنی نیست
دل هایم
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 12:40
تو که نمی دانی ...دل هایم برایت تنگ شده اند . . . آخر تو که نمی دانی ،برای فراموش کردنت دو دل شده ام !
روبه روی
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 12:40
خواهش دارم روبه روی من نمان ،عبور کن ،اگر نمی خواهی بر تیره بختی من گواهی دهی کوچه را طی کن و در انتهای کوچه محو شو ،همان گونه که آدم های خوشبخت محو می شوند...
زمان
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 12:40
من و تو بارها"زمان" رادر کافه ها و خیابان ها فراموش کرده بودیم...و حالا "زمان" داشت از ما انتقام می گرفت!
آدمهاے مجازے
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 12:40
میان اینهمه آدمهاے مجازےچشم هایـے پر از اشک هاے حقیقے پراست من خودم را با شکلک هاےبی صدا گم مے کنم....!!
پــس نــزن
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 12:40
هیـــــچوقت کســی رو پــس نــزن کــه , دوستــ♥ ــت داره ...مراقــــــبته ... و نگرانــــــــــــت میشــه ...! چـــون یــک روز بیــدار میشـــی و میبینــی ... مـــــــــاه رو از دســــت دادی ... وقتــی که داشــتی ســـــــتاره ها رو میشـــمردی
نگاهم را بخوان...
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 12:40
من را ببین! نگاهم را بخوان... می دانم! به دلم افتاده... من را ، از هر طرف که بخوانی ام! نامم بن بستیس، بر دیواری بلند من ، سالهاست دل بسته ام به طنابی، که هروز لباس عشق، نم چشمانش خیس میکند! و بر حیات خانه ی ، حیاط زندگی اش پهن می کند! به فال نیک گیرم... برایـم، به دروغ پایت را میکشی وسط ، تمام بازی...